این رویکرد کوتاهبینانه رایج است، اما اجتناب از آن آسان است. غیرمعمول نیست که مدیران جدیدترین فناوریهای اتوماسیون را بدون اینکه حتی محل واقعی شکستهای انبار را شناسایی کرده باشند، خریداری کنند. شما باید زمانی را صرف پیادهروی در عملیات فعلی خود کنید. جریان کار در کجا دچار اختلال میشود؟ آیا در بخش حمل و نقل، انتخاب سفارش (پیکینگ)، قراردادن کالا در جای مناسب (پاتاواي) یا جای دیگری است؟ تمام مشکلاتی را که میتوانید پیدا کنید، یادداشت کنید. گاهی اوقات ممکن است اصلاً به اتوماسیون سنگین نیاز نداشته باشید. یک چیدمان بهتر، برچسبگذاری واضحتر یا برخی آموزشهای اضافی ممکن است بخش قابل توجهی از مشکلات شما را حل کند. این نوع آمادهسازی به شما کمک میکند تا در آینده از گیر افتادن در مشکلات بزرگتر جلوگیری کنید.

پیش از اینکه هرگونه ربات یا نوار نقالهای را وارد عملیات کنید، ابتدا زیرساخت نرمافزاری خود را محکم سازید. یک سیستم مدیریت انبار (WMS) مناسب، مغز کل عملیات شماست. این سیستم به شما میگوید که کالاها در کجا ذخیرهسازی شدهاند، کدام سفارشها باید جمعآوری شوند و چه اقلامی باید ارسال گردند. بدون یک سیستم WMS قابل اعتماد، تجهیزات خودکار شما صرفاً بدون هدف و بهصورت بیهدف در انبار حرکت خواهند کرد. یک سیستم WMS مدرن با ارائه اطلاعات لحظهای درباره موجودی، سفارشها و عملکرد کارگران، خطاهای انسانی را بهطور چشمگیری کاهش میدهد. برای مثال، هنگامی که بارکدی را اسکن میکنید و سیستم بلافاصله تأیید میکند که شما کالای صحیح را انتخاب کردهاید، خطاهای جمعآوری تقریباً ناپدید میشوند. برخی از عملیات پس از ترکیب سیستم WMS با سیستمهای مکانیزه، نرخ کلی خطاهای خود را به حدود پنج درصد یا حتی کمتر کاهش دادهاند. این تغییری اساسی است.
تصور کنید روش قدیمی انتخاب کالا را. یک کارگر به جلو و عقب در راهروهای بلند راه میرود و کالاها را بر اساس فهرستی کاغذی جستجو میکند. آنها خسته میشوند، تمرکزشان کاهش مییابد و گاهی کالای اشتباهی را انتخاب میکنند. این اتفاق همواره رخ میدهد. فناوری «کالا به سمت انسان» این مدل را کاملاً برعکس میکند. به جای اینکه فرد برای یافتن کالاها در انبار گردش کند، کالاها به سمت فرد منتقل میشوند. سیستمهای خودکار ذخیرهسازی و بازیابی (AS/RS) ظرفها را مستقیماً به ایستگاه ثابت انتخاب کالا میآورند. اپراتور انتخاب کالا در یک مکان ثابت میماند و سیستم دقیقاً به او میگوید کدام کالا را باید انتخاب کند و چند عدد از آن را بردارد. این رویکرد زمان هدررفته ناشی از راهرفتن را کاهش داده و اشتباهات را بهطور چشمگیری کاهش میدهد. در واقع، فناوری «کالا به سمت انسان» میتواند خطاهای انتخاب کالا را بیش از نود درصد کاهش دهد. برخی از سیستمها حتی دقت انتخاب کالا را به بالای نود و نه نقطه پنج درصد افزایش میدهند. چنین سطحی از دقت را نمیتوان رد کرد.
بدون دیدار مناسب، شما صرفاً حدس میزنید. ثبت دستی اطلاعات و پیگیری مبتنی بر کاغذ فضای بسیار زیادی برای خطاهای انسانی باقی میگذارد. کسی عدد اشتباهی را یادداشت میکند یا فراموش میکند که یک رکورد را بهروزرسانی کند و ناگهان شمارش موجودی شما کاملاً نادرست میشود. اسکن بارکد این مشکل را بلافاصله حل میکند. هر زمان که یک کالا دریافت، جابهجا، انتخاب، بستهبندی یا ارسال میشود، بارکد آن اسکن میگردد. سیستم بهصورت خودکار بهروزرسانی میشود. دیگر نیازی به حدسزنی نیست، دیگر خط handwriting نامفهوم و غیرخوانا وجود ندارد و هیچ ورودیای فراموش نمیشود. اعتبارسنجی بلادرنگ به این معناست که سیستم میتواند در لحظهای که خطا رخ میدهد، آن را شناسایی و گزارش دهد. وقتی اسکن را با لجستیک انبار خودکار ترکیب میکنید، دادههای شما تمیز باقی میمانند و اشتباهات شما بسیار نادر میشوند. برخی از انبارها با استفاده از این رویکرد به دقت موجودی بالاتر از نود و نه درصد دست یافتهاند.
افراد اغلب اهداف بزرگ و بلندپروازانهای را تعیین میکنند، اما زمانی که نمیتوانند همه آنها را بهصورت همزمان محقق سازند، ناامید میشوند. به همین دلیل باید از تلاش برای خودکارسازی تمام فرآیندها در یک شب خودداری کنید. در عوض، یک بخش از انبار خود را انتخاب کنید که بیشترین مشکلات را ایجاد میکند یا کالاهای با ارزش بالا را مدیریت میکند و ابتدا آن بخش را خودکارسازی نمایید. عملکرد آن را آزمایش کنید، مشکلات احتمالی را برطرف سازید و تیم خود را بر روی فرآیندهای جدید آموزش دهید. پس از اینکه عملکرد سیستم را اثبات کردید، میتوانید گسترش آن را به سایر بخشها ادامه دهید. این رویکرد گامبهگام، ریسک را کاهش داده و امکان یادگیری تدریجی را فراهم میکند. خودکارسازی لزوماً یک پرش قاطع و همهیا-هیچ نیست؛ حتی گامهای کوچک نیز میتوانند بلافاصله بهبودهای واقعیای ایجاد کنند.
آموزش تیم شما کاملاً حیاتی است. کارمندان شما باید نحوهٔ عملکرد سیستم جدید منطقهای خودکار انبار را درک کنند، بدانند چگونه با استثناها برخورد کنند و چگونه مشکلات را هنگام پیش آمدن عیبیابی کنند. پیش از راهاندازی نهایی، زمان واقعی و کافی را صرف آموزش کنید. به کارگران خود نشان دهید که سیستم چگونه انتخابها (Picks) را تأیید میکند، چگونه اقلام را بهدرستی اسکن کنند و در صورت نمایش خطایی چه اقدامی انجام دهند. از ابتدا آنها را در فرآیند درگیر کنید. وقتی افراد دلیل پشت این تغییر را درک میکنند، احتمال پذیرش آن بسیار بیشتر از مقاومت در برابر آن است. برخی شرکتها متوجه شدهاند که ارائهٔ بازخورد لحظهای به کارگران از طریق فناوری، نهتنها میزان مشارکت را افزایش میدهد، بلکه آنها را نیز مراقبتر میسازد.
فراگیری اینکه پس از راهاندازی سیستم خودکار لجستیک انبار، این سیستم برای همیشه بیعیب باقی میماند، نادرست است. این سیستمها نیازمند توجه منظم هستند. تجهیزات خود را از نظر سایش و فرسودگی بررسی کنید. نرمافزار خود را هنگام انتشار نسخههای جدید بهروزرسانی نمایید. گزارشهای خطاهای ثبتشده را بررسی کنید تا الگوهای تکراری را شناسایی کنید. شاید دستهبندی خاصی از محصولات بهطور مداوم باعث ایجاد مشکلات میشود یا ایستگاه کاری خاصی نسبت به سایر ایستگاهها نرخ خطاهای بالاتری دارد. اتوماسیون حجم عظیمی از دادههای مفید تولید میکند، اما این دادهها تنها زمانی مفید هستند که واقعاً آنها را بررسی کرده و بر اساس آنها اقدام کنید. از این اطلاعات برای کاهش مداوم خطاهای سیستم در طول زمان استفاده کنید. بهبود مستمر صرفاً یک اصطلاح روندی نیست؛ بلکه روشی است که با آن نتایج پایداری را بهدست میآورید.
در نهایت، پیشرفت خود را ردیابی کنید. قبل از شروع، چند خطا در فرآیند برداشت کالا انجام میدادید؟ اکنون چند خطا انجام میدهید؟ دقت موجودی انبار چگونه است؟ سرعت تکمیل سفارشها چقدر است؟ این اعداد را پیش از آغاز کار یادداشت کنید و سپس پس از اجرای راهکارها دوباره آنها را اندازهگیری نمایید. مشاهده بهبود ملموسی مانند کاهش نرخ خطاهای برداشت از پنج درصد به کمتر از یک درصد، برای تمام اعضای تیم شما بسیار انگیزشبخش خواهد بود. این موفقیتها را با دیگران به اشتراک بگذارید و همچنین درباره چالشهای پیشرو صحبت کنید. به کارکنان اطلاع دهید که تلاش سخت آنها نتیجه داده است. وقتی بتوانید به نتایج واقعی و قابل اندازهگیری اشاره کنید، این امر انگیزهای برای بهبودهای آینده ایجاد میکند و همه را در جریان ارزش تلاشهایشان قرار میدهد.
اجراي منطقهانبار خودکار لزوماً نيازمند احساس سردرگمي نيست. با يک ساختار محکم، زيرساخت نرمافزاري مناسب، انتخاب هوشمندانه فناوريها و تيمي که از امور آگاه است، ميتوانيد کاهش چشمگيري در خطاهای انساني و هدررفت منابع به دست آوريد. مشتريان شما راضيتر خواهند بود، عمليات شما روانتر انجام خواهد شد و ديگر پول خود را صرف اشتباهاتي که قابل پيشگيري هستند نخواهيد کرد. اين هدفي است که ارزش تلاش براي آن را دارد.